تردید داشت؟
متهم یا مقصر...؟
قاضی حکم را می خواند
همه ساکت بودند
من این گونه شنیدم
در دنیایی که کم و زیاد شدن
فاصله یک میلی متری
خورشید از زمین می تواند
بزرگترین عامل ویرانی باشد
انسان ها چه راحت وبی دلیل از یکدیگر فاصله می گیرند
تا جایی که قلب یکدیگر را هم می شکنند
در دنیایی که ابر می تواند دریا ها را سیراب کند
حتی کور را هم می سوزانند
در دنیایی که سرخ ترین گل ها
بی خورشید خاکستر می شوند
ما گرمی دستانمان را
حتی ساعتی برای یتیم قرض نمی دهیم
در دنیایی که سنگ هم در دل سرمای روزگار
پناهگاه کودکان می شود
قلب ما با دیدن اشک ها مغرور تر می شود
در دنیایی که صدف کرم را به مروارید
مبدل می سازد
و پاداش تنهایی و اسارت می گیرد
ما درختان پر ثمر را از ریشه قطع می کنیم
..........
خدا گفت مرا یاد کنید
تا شما را یاد کنم
و ما همواره تنها خودمان زا یاد کردیم
و خدا را به بهانه ی نجات کشتی خود صدا کردیم
سلام.فوق العاده بود.به نظر من هم میتونه متهم باشه و هم مقصر.مقصراز این نظر که خودش باعث شده که از همه چیز فاصله بگیره و متهم به اینکه نتیجه فاصله گرفتنش رو نمیدونست.خیلی زیبا بود.در مورد کامنت زیبایی هم که گذاشته بودید باید بگم نه.سر کار نبودم.اون مطلبی رو که گذاشته بودید از خودتون بود؟شاد باشید و پاینده.با یک لب پر خنده.ساعت 2 با شعر اندر مضرات سیگار که از سروده های خودم است به روز خواهم بود.خوشحال میشوم نظر شما رو در این زمینه بدونم.