و داستان تکراری بازی کاغذ های مچاله و فریاد قلم
هرگز سکوت تو را نخواهد شکست...
و دیگر حتی رنگ انتظار را به بهای
معصومیت چشم ها نمی خرند
و قیامتی زمانی است
تا که دیروز و امروز و فردایت را به بازی تقارن بکشد
و ندانی از کجا آغاز شدی
و چه هنگام همسفر شدی
و چه هنگامی داستان وداع را نوشتی
دیگر جسم خسته خاموش است
لحظه آغاز عشق لحظه مرگ بود
و آتش بهانه ی جزای تو بود
و چگونه روح های صیقل خورده با سنگ را
می توان با آتش خاموش کرد
و چه ساده یاد گرفتیم رنج حقارت را با
عطوفت عشق درمان کنیم
و تنها دروغ بزرگ عشق میان انسان های گرگ نما
و سگ های بیابانی
و خسته از فریاد گربه های همسایه
و شاید تبسم سرد بی روح نگاه تحقیر
پاسخ ما شد...
قسم خورد ترحم هم لیاقت می خواست
و من آن را به ازای پاداش عشق دادم
و این بازی با گلبرگ ها دیگر معنا ندارد
بگو دیگر گل را پر پر نکند
و بشمارد:
دوستم دارند
دوستم ندارند
....
و آخرین گلبرگ هرگز به تو دروغ نخواهد گفت
گرچه نگاه او فریب باشد
سلام.وب زیبایی دارید اگر حوصله داشتید به این وبلاگ هم یه سری بزنید.
سلام
اگر از قالب وبلاگتون خسته شدین و می خواهید قالب جدیدی انتخاب کنید سری به وبلاگ ما بزنید
سلام خوبی وبلاگ خیلی خوب وقشنگی داری خوشحال میشم اگه به سایت من هم سر بزنی در مور فروش اکانت های رپیدشیر و مگا آپلود هستش. منتظرتم راستی میشه یه لینک از سایت من تو وبلاگت بدی با همین عنوان فروش اکانت های رپیدشیر و مگا اپلود ؟ ایشالا جبران میکنم مرسی فعلا بایhttp://www.byrapid.com
سلام دوست عزیز
ممنون که تشریف آوردید
و سپاسگزارم از اینکه منو لینک می کنی.
با کمال میل و افتخار شما را لینک کردم.
وبتون هم عالیه.
شما هم وب منو با نام "طلوع آرامش در زندگی " لینک کنید.
همیشه منتظر نظرات و حضور گرم شما هستم.[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
سلام زیبا بود موفق باشی
آخرین گلبرگهای نگاهت پر پر شد
وقتی عینگت را پاک می کردی
بروزم